‏نمایش پست‌ها با برچسب ایا رام الله همان پیمان فتاحی است. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایا رام الله همان پیمان فتاحی است. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ تیر ۲۸, چهارشنبه

هر هوس غذایی یک پیامی از بدن دارد!


مجموعه اطلاعات معتبر در مورد ایلیا رام الله, لینک های مرتبط با اخبار ایلیا میم رام الله، فیلم های موجود از سخنرانیها و تصاویر ایلیا میم رام الله, علل گسترش عرفان های کاذب و معنویت های ساختگی از زبان  پیمان فتاحی, راه حل برخورد با فرقه ها از زبان ایلیا میم رام الله, فرقه چیست, فرقه گرایی چیست, تفاوت عرفان های نوظهور و فرقه های ضاله, تفاوت معنویت های اصیل با جریانهای انحرافی, بررسی دیدگاه های ایلیا میم رام الله و پیمان فتاحی در اینترنت و سایت های موجود ایران, جنبش معنوی ایلیام میم رام الله, همه چیز درباره و در مورد ایلیا میم رام الله, معنویت ایلیا میم رام الله, جستجوی عبارت و تمام سایتها و وبلاگ ها و مطالب معتبر موجود در مورد ایلیا میم رامالله  , اندیشه های ایلیا میم رام الله, عقاید و اندیشه ها ایلیا میم رام الله, برخوردهای امنیتی و اطلاعاتی با ایلیا میم رام الله, اخبار، اطلاعات، سوابق فعالیتی؛ زندان امنیتی، دستگیری، و برخورد با ایلیا میم رام الله, تحقیق دانشجویی؛ همه مقالات موجود در مورد ایلیا میم رام الله, ایلیا رام الله کیست, چرا به پیمان فتاحی, چرا به ایلیا میم, ایا ایلیا میم رام الله,درباره ایلیا میم رام الله, نظر ایلیا میم رام الله در مورد ادیان اسلام و مسیحیت، نظر ایلیا میم رام الله پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, ایلیا م رام اله, الیاس رام الله, الیاس رام اله, الیاس رامالله, ضد فرقه رام الله,عرفان رام الله, عرفان رام اله, عرفان ایلیا میم رام الله, عرفان رامالله, هوس , غذایی,  فضایی , پیام شیطانی , غریزی,  انعکاس , تحریکات محیطی,  حامل,  گوش,  تجزیه تحلیل , مستقیم,  خلاق , سرکوب , آموختن , فرصت , رشد , آمریکا,  دهه,  تحقیق,  روانشناسان جامعه,  نتایج,  نشریه , مصور,تهران,  سی سال , مجله,  زنان,  دختران,  مردها,  جذب,  زیبایی,  مالی تحصیلات,  اخلاق , ناباوری,  گوش,  دست ,چشمان,  قد,  هیکل,  مو, ناخودآگاه , نیمه,  آگاه , قدرتمند سنخی,  ملموس,  رویاهایشان , هوس,  موهارنگ,  اسم, اعداد, اشکال , ماشین,  خانه , موسیقی فیلم,  ایدئولوژیکی,  خاک,  تغذیه,  متخصص,  املاح,  رس,  موخواری,  روانی, عادتی,  فسفر,  منگنز نحیفی , بیمارستان,  انبار,  پیاز , سیب زمینی , گندم,  تیروئید,  هورمون,  ویار, باردار, رنگ ذغال , کلسیم,  ویتامین , شیر, پنیر, گرمک,  طالبی , کبدی,  کیسه صفرا,  تارت , میوه , عصبی,  گیاهخوارتان کره,  مایونز,  روغن ,چرب,  سرخ,  کلسترول,  پتاسیم,  فسفر, کلسیم , منیزیم , پنیر,  شوری,  زیتون یددار,  تخم مرغ , کولاها

هوس های غذایی. پیام های فضایی
هوس ها چه می گویند؟ حرف های شیطانی یا پیام های غریزی یا انعکاس تحریکات محیطی یا چیزهای دیگر.
به نظرم هوس ها، حامل پیام هایی هستند که گوش دادن و تجزیه و تحلیل پیام آنها یا درک مستقیم معنای پیامشان می تواند راه حلی خلاق، برخوردار با آنها باشد. ما می توانیم هوس ها را سرکوب کنیم یا بی چون و چرا به آنها عمل کنیم، یا شرایطی را به وجود بیاوریم که هرگز فرصت بروز پیدا نکنند. اما به نظر هر سه راه حل، اشتباهند و ما را از فرصت هایی برای آموختن و رشد کردن باز می دارند. چند دهه پیش در آمریکا تحقیق جالبی توسط گروهی از روانشناسان و جامعه شناسان انجام شد که قسمت هایی از نتایج آن تحقیق در چند نشریه داخلی از جمله مجله "تهران مصور" که من سی سال بعد (از انتشار آن مجله) توانستم آن را بخوانم، چاپ شد.
در آن تحقیق از تعداد زیادی از زنان و دختران آمریکایی سؤال شد که در مردها چه چیزی برای شما از همه مهم تر است و شما را به خود جذب می کند. انتظار اولیه این است که پرشش شوندگان گفته باشند، زیبایی مردها، وضعیت مالی شان، تحصیلات یا اخلاق آنها و مواردی از این قبیل. اما در ناباوری و بهت زدگی روانشناسان، جواب ها به این صورت بود: گوش مردها، دست مردها و چشمان آنها. تعداد کمی از پاسخ دهندگان به چیزهای دیگری مثل زیبایی، رنگ چشم و مو، قد و هیکل و موارد مشابه اشاره کرده بودند.
البته گوش و چشم و یا دست بزرگ یا کوچک یا هر مشخصه معین دیگری مورد نظر جواب دهندگان نبود بلکه این نقاط به طور ناخودآگاه و نیمه آگاه، به صورت نامعلوم و تقریبا نامفهومی مورد توجه اکثر زنان بود. این تحقیق دانشمندان را به بررسی های عمیق تر و دقیق تری وادار کرد.
نتایج پژوهش های روانشناسان، روانکاوان و جامعه شناسان نشان داد که توجه ناخودآگاه اکثریت زنان آمریکایی (در آن زمان و شاید در این زمان هم) به این مؤلفه ها، اشاره ای است به مفهوم نمادین آنها، به عبارتی اکثر زنان دنبال کسی بودند که بتواند به حرف های آنها "واقعاً و به درستی گوش بدهد". کسی که آنها را بفهمد، بشنود و درک کند. در واقع شکل ظاهری گوش هیچ اهمیت خاصی برای جواب دهندگان نداشت. درباره دست و چشم هم در واقع همین مفهوم نمادین، ناخودآگاه مورد توجه قرار داشت. اکثر زن ها علاقه مند به مردان قدرتمند بودند. نه قدرت به معنای زور بازو یا توانایی ظاهری. بلکه قدرت از سنخی که برای آنها ملموس و قابل درک است. و دست نمادی از این قدرت و توانایی بود.
آنها به دنبال مردی بودند که بتواند آرزوهایشان را عملی سازد و با "دست توانای خود" خواسته ها و رویاهایشان را به تحقق برساند بنابراین توجهشان بدون آنکه مفهومش را بدانند به دست ها جلب می شد.
دلم می خواهد با هم این مبحث را بیشتر باز کنیم. در زمینه انواع تمایلات هوس گونه و ناگهانی، تمایل افراطی و درازمدت به بعضی از موها، رنگ ها، اسم ها، اعداد، اشکال خاصی از وسایل، خانه یا ماشین. هوس هایی بلندمدت برای داشتن یک چیز یا بودن در نقطه ای خاص یا شنیدن یک موسیقی یا دیدن یک فیلم مشخص. اما این می تواند به یک بحث فلسفی یا ایدئولوژیکی منجر شود. چیزی که من هرگز تمایلی به آن نداشته ام و الان هم ندارم.
پس بگذارید موضوع هوس های ناگهانی را از دیدگاه تمایلات غذایی نگاه کنیم. اگر خیلی مشتاق بودید که این بحث را در زوایه های دیگر دنبال کنید، شاید توانستیم «با هم و بعدا» در این باره بیشتر تحقیق و تفکر کنیم.
خوب برویم سراغ معنایابی بعضی از هوس های ناگهانی و میل های افراطی غذایی. چند روز پیش خانمی را در برنامه خبری نشان می داد که خاک می خورد. تحلیل درست یک متخصص تغذیه این بود که بدن این خانم احتیاج مبرمی به بعضی از املاح معدنی(که در خاک رس وجود دارند) دارند. بعضی از  «موخواری» ها را اگر ریشه روانی یا عادتی نداشته باشند، می توان معادل نیاز به فسفر و منگنز و دیگر عناصری که در مو به وفور یافت می شوند دانست. چند سال پیش مادربزرگ دوستم داستان جالبی را درباره پسرش برایم تعریف کرد. او می گفت در حدود چهل و پنج سال پیش، پسرم را که حدود هفت، هشت سال داشت به دلیل نحیفی و ضعف بیش از حد به بیمارستان بردم. پزشکان چیزی متوجه نشدند و فقط چند تا حدس زدند. ما با ناامیدی به خانه برگشتیم. در ماه های بعد، پسر خردسالم علاقه عجیبی به انبار داشت. انبار خانه پر بود از پیاز و سیب زمینی و گندم و آذوقه های مصرفی. این پسر در اغلب اوقات سری به انبار می زد و بیشتر وقت هایی که او را در آنجا می دیدیم متوجه می شدیم که مشغول خوردن پیاز است. من هم که به دلیل اخبار بد پزشک ها امید زیادی به زنده ماندنش نداشتم مانعش نمی شدم. خوردن مکرر پیاز تا مدت ها ادامه داشت. بعد از یکی، دو سال تمام علائم ضعف و ناتوانی از وجود پسرم محو شد. یکدفعه و ناگهانی حال و وضع اش تغییر کرد. وقتی پسر این مادربزرگ را که حالا تقریبا پنجاه سال داشت می دیدم، برایم جالب بود. او مردی کاملا معمولی بود. طوری به نظر می رسید که حرف های این مادربزرگ کمی دور از واقعیت بود. در حالیکه تعریف او کاملا درست بود. احتمالا پیاز خواری مدام تأثیر قاطع خود را بر غده تیروئید و هورمون رشد کودک بجا گذاشته و وضعیت جسمی او را دچار تحول کرده بود. میل ناگهانی پسربچه به خوردن پیاز و پاسخ مثبت و مکرر به آن، کلید این تحول مثبت بود. البته همیشه جواب مستقیم دادن به یک پیام غذایی نمی تواند درست باشد چون باید دید که آیا بدن فرد و در نتیجه پیامی که ارسال می کند سالم است یا خیر؟ یا اینکه آیا باید این میل را یک پیام مستقیم تلقی کرد یا یک درخواست غیرمستقیم و چند لایه؟ «ویار» در زنان باردار، مصداقی از این موضوع است. خانم های باردار معمولا ویار دارند. یعنی در طول مدت بارداری شان میل شدید به خوردن یک یا چند ماده غذایی بخصوص دارند، مثلا خاک، رنگ یا ذغال. اگر تصور کنیم این صرفا یک هوس جنون آمیز است به نظرتان ساده انگاری نیست؟ در وجود ما هیچ چیز بی معنا نیست. آن خانم باردار احتمالا کمبود کلسیم و ویتامین D دارد و بدن به این وسیله به او می گوید این مواد را بیشتر به من برسان؛ البته خانم هم باید توجه داشته باشد که این یک نماد است و می تواند با رساندن کلسیم و ویتامین D بیشتر به این میل شدید پاسخ درستی بدهد. بستنی، شیر، پنیر، گرمک و طالبی و بعضی از خوراکی های دیگر، حاوی کلسیم و ویتامین D هستند. شاید شما (که ویار هم ندارید!) به خوردن این مواد خوراکی تمایل دارید. باز هم تفاوتی نمی کند؛ پیام بدن به شما برای جبران کمبود کلسیم است.
معمولا کسانی که مسئله کبدی یا کیسه صفرا دارند مرتبا هوس خوردن تارت ها و میوه ها را دارند، یا اگر طرف شما عصبی مزاج است بادام از جمله چیزهایی است که او میل به خوردن آن دارد. می توانید حدس بزنید دوست گیاهخوارتان متمایل به غذاهای کره دار است، همین طور مایونز چون روغن های اشباع شده کمتر مصرف می کند.
اگر در ظرف میوه تان انواع سیب زیاد باشد برای دوستانی که اهل غذاهای چرب و سرخ کردنی هستند خوشایند است چون بدن این افراد به دلیل مصرف چربی زیاد، کلسترول بالایی دارد و سیب یکی از داروهای نیرومند طبیعی کاهش کلسترول است. در ضمن دلیل دیگر تمایل به خوردن سیب کم بودن پتاسیم، فسفر، کلسیم و منیزیم بدن است؛ و همین طور است اگر به خوردن پنیر گرایش دارید. اهل گرمک و طالبی هم وضعیت مشابه است، به اضافه اینکه نیاز به ویتامین A هم دارند چون گرمک و طالبی منبع خوبی از ویتامین A و حاوی مقداری ویتامین C هم هستند. موزی ها هم احتمال کمبود پتاسیم دارند.
آنها که میل زیاد به خوردن شوری ها دارند نمک آن را می خواهند. همین طور که آنها بدنشان زیتون شور می طلبد احتمالا بیشتر علتش نمک است، و اگر نمکی که عموما می خورید نمک یددار است، با وجود چنین تمایلی، بد نیست توجهی به غده تیروئید خود داشته باشید، چون احتمال کم کاری تیروئید و کمبود ید در بسیاری از مردم وجود دارد.
دوستم کودک دو ساله ای داشت که کلمه کوشانا (که در فرهنگ لغت او به معنای تخم مرغ بود) را زیاد تکرار می کرد و متمایل به خوردن آن بود. آن زمان به این نوع اندیشه ها آشنایی نداشتم، اگر داشتم به آن دوستم می گفتم که بدن فرزندش پروتئین می خواهد علاوه بر اینکه تخم مرغ دارای اسید آمینه ها، سلینیوم و سولفور هم هست.
اما شیر. اگر بزرگسال هستید و تمایل زیاد به خوردن شیر دارید احتمالا کمبود کلسیم و یا اسید آمینه های تریپتوفان، لوسین و لیستین دارید. افرادی که عصبی مزاج هستند به تریپتوفان موجود در شیر که آرامبخش است نیاز بیشتری دارند.
بعضی خانواده ها جعبه جعبه انواع کولاها را خریداری می کنند و به منزل می برند. تبلیغات نوشیدنی های مشابه جدید برایشان جذاب است و همه را امتحان می کنند. می توان به آنها گفت که احتمالا علت تمایل زیادشان به این نوشیدنی ها فقر قند و کافئین است و به این ترتیب می توانند به جای جمع کردن عوامل سرطان زا در دستگاه گوارششان این کمبود را با مواد بهتری جبران کنند. علاوه بر این گروه، آنها که شکلات خور هستند و همیشه در اطرافشان می توانید بسته های شکلات را پیدا کنید دلیلی مشابه گروه قبلی دارند و چه بسا به قند و کافئین موجود در شکلات معتادند.
بعضی به محض اینکه هوس های غذایی به سراغشان می آید در خوردن افراط می کنند و عده ای هم برعکس، نمی خوردند و این نخوردن را فضیلت می دانند در حالی که نه این درست نه آن دیگری. صحیح ترین شیوه برخورد، دادن پاسخ های مناسب به هوس ها و پیام های آنهاست.

۱۳۹۱ تیر ۶, سه‌شنبه

دگرگونی و توانمند سازی مغز با یک روش بدیع!


نوح آموز مغزي
دگرگوني و توانمند سازي مغز با روش نوح آموز                               
پِريا «شباب حسامي»


رژيم نوح آموز مغز مي‌گويد: كلماتي كه خداوند دربارة تغذيه به حضرت نوح فرمود، كامل‌ترين و عالي‌ترين نسخة تغذيه‌اي براي توانمند سازي و فعال سازي مغز انسان است. البته اين دستور كامل شامل همة جسم انسان مي‌شود منتهي در نوح آموز مغز، تأكيد نگارنده، به تأثير گذاري اين رژيم در ارتباط با مغز، هوشياري و تفكر است.
بر اساس علم جديد تغذيه، مغز براي سالم ماندن و افزايش كارايي خود، سه نياز حياتي دارد. اگر اين نياز‌ها به درستي و باندازة كافي پاسخ داده شوند، تضمين سلامت و بازسازي و فعال شدن مغز (البته صرفاً از جنبة تغذيه اي) تأمين مي‌شود. نياز‌هاي ضروري مغز، براي سالم و توانمند زيستن آن كدام است؟
نياز اول: مغز سالم، نيازمند بدن سالم است. اين را از قديم هم گفته‌اند و جديدي‌ها هم همچنان مي‌گويند. مشابهات آن هم در فرهنگ‌هاي مختلف، متعدد است مثل عقل سليم در بدن سالم، روح فعال در بدن فعال و هكذا. پس اولين نياز ضروري مغز و عقل و فكر سالم، بدن سالم است.
نياز دوم: آنتي اكسيدان هاست. در دومين شمارة نوح آموز دربارة آنتي اكسيدان‌ها با هم حرف زديم.اين‌ها مواردي هستند كه بطور خلاصه از پير و فرسوده شدن جسم انسان و طبعاً مغز او جلوگيري كرده و همچنين بر فعالسازي و بهبود فعاليت‌ها و ارگان‌هاي مختلف بدن، بطور تعيين كننده‌اي تأثير مي‌گذارند. فرق يك ماشين نو و كار نكرده با ماشيني كه سال‌ها كار كرده چيست؟ آنتي اكسيدان‌ها مي‌توانند ماشين كهنه و فرسودة جسم انسان را مجدداً به حالت اوليه نزديك كرده، تازه و نو كنند.
دانش مدرن تغذيه مغز هم، ادغان دارد، كه آنتي اكسيدان‌ها يكي از مباني حيات سالم و فعال مغز است.
آنتي اكسيدان‌ها همان طور كه از پير شدن جسم جلوگيري مي‌كنند سبب جلوگيري از پير شدن مغز هم مي‌شوند. بعبارتي، آنتي اكسيدان‌ها هم مغز را جوان مي‌كنند و هم موجب حيات دوبارة آن مي‌شوند. بدن انسان براي سلامتي خود به پروتئين احتياج دارد. نقش آنتي اكسيدان‌ها براي مغز مانند نقش پروتئين است براي بدن.
و سومين نياز: از ديدگاه متخصصان قرن اخير، امگا سه يكي از مؤثر‌ترين و مهم‌ترين نياز‌هاي مغز انسان است تا حدي كه در رديف يكي از نياز‌هاي ضروري آن قرار گرفته است. اين موضوع صرفاً به مغز ختم نمي‌شود، بلكه امگا سه يكي از نياز‌هاي حساس و چند جانبة كل جسم انسان معرفي شده است. در سال‌هاي اخير هم كتاب‌هاي زيادي در اينباره نوشته شده و موضوع تا جايي پيشرفته كه رژيم‌هاي استاندارد تحت عنوان امگا سه و با موضوعيت آن طراحي و در سطح بين المللي عرضه شده است.
رژيم نوح آموز، كامل‌ترين پاسخ ممكن را به اين سه نياز مغز كه البته سه نياز حياتي براي سلامتي كل ارگان‌ها بدن هم مي‌باشد، داده است. از آخري (كه خودش هم در حروف لاتين آخري است) شروع كنيم. از امگا سه.
امگا سه، نوعي چربي است كه مهم‌ترين و اصلي‌ترين منبع آن ماهي و غذاهاي دريايي است. خوب، خوردن ماهي و غذاهاي دريايي هم يكي از بارزترين وجوه توصية خداوند به حضرت نوح است و بنابراين يكي از پايه‌هاي رژيم نوح آموز محسوب مي‌شود.
در رژيم نوح آموز علاوه بر توصيه‌هايي كه به تأمين روغن‌هاي سازنده و مثبت منجر مي‌شود، اثري از چربي‌هاي ويرانگر و مضر ديده نمي‌شود. بياييد كمي وارد موضوع شويم.
نقش امگا سه براي مغز مثل نياز ماشين به روغن است. آن هم روغن مخصوص ماشين نه هر روغني. اگر بجاي روغن ماشين در آن روغن نباتي بريزيد، به اين مي‌گويند روغن ويرانگر. اين مي‌تواند پس از مدتي به ويراني ماشين شما منجر شود. اگر به جاي روغن‌هاي سازنده از روغن‌هاي مضر و تخريب كننده استفاده كنيد بدن شما فرسوده و تخريب خواهد شد. عكس موضوع هم درست است.
مغز انسان چرب‌ترين بخش وجود انسان است و حدوداً 60% آن از مواد چرب ساخته شده است. ملكول‌هاي چربي علاوه بر تعيين ميزان و تعداد ساخت عبور دهنده‌هاي (نروني) مغز قادرند هورمون‌ها و ژن‌هايي را توليد كنند كه به نوبة خود باعث مي‌شود مغز دچار ركود يا فعاليت شده و حتي خلق و خوي انسان را خوب يا بد كنند و به همين دليل اگر چربي وارد شده به بدن از نوع مخرب باشد، اينكار بيشترين تأثيرات منفي خود را بر مغز شما و بنابراين بر كاركرد‌ها، رفتار‌ها و خلق و خوي شما به جا خواهد گذاشت. ما عموماً بدترين چربي‌ها را به خورد مغز و بدن خود مي‌دهيم. چربي‌هاي اشباع شدة حيواني مانند چربي لبنيات و گوشت، اسيد‌هاي چرب ترانس مثل چربي غذا‌هاي كنسرو شده و غذا‌هاي سرخ شده، روغن‌هاي هيدروژنه مثل مايونز و مارگارين و روغن‌هاي گياهي امگا 6 مثل روغن آفتابگردان و ذرت. اين‌ها از جمله چربي‌هاي كم و بيش مضري محسوب مي‌شوند كه تأثيرات نامطلوبي را بر مغز و بدن بجا مي‌گذارند. هيچ يك از اين چربي‌ها در رژيم نوح آموز (توصيه‌هاي خداوند به نوح(ع)) وجود ندارد و برعكس، بهترين چربي‌هاي مورد نياز مغز و بدن در اين رژيم به وفور يافت مي‌شود. چربي‌هاي سازنده‌اي مانند، ٍٍEPA DHA اسيد لينوليك (كه هر سه تايشان شكل‌هايي از امگا سه هستند) و نيز چربي‌هاي اشباع نشدة تك مانند روغن زيتون از جمله روغن‌هاي سودمند و فعال كننده براي مغز و بدن مي‌باشند. تأثير اين چربي‌هاي سودمند و نيز تأثير مخرب چربي‌هاي مضر بر مغز به قدري است كه متخصصان تغذيه را در زمان ما شوكه كرده است. اين موضوع آنقدر مهم است كه يكي از متخصصان تغذيه اينطور نتيجه گيري مي‌كند:
«نوع چربي كه شما از هنگام تولد تا روز مرگ به مغز خود مي‌رسانيد، مهم‌ترين تصميمي است كه جهت رشد و شكوفايي يا مرگ و نيستي مغز خودتان اتخاذ مي‌كنيد» هر گاه مغز انسان از چربي‌هاي بد انباشته شود و يا با چربي‌هاي خوب تغذيه نشود، به تدريج توان و كارايي خود را از دست خواهد داد. در چنين وضعيتي غشاء خارجي سلول‌هاي مغزي و دندريت‌هايي كه براي ايجاد ارتباط بيشتر
 (و بنابراين افزايش كارايي مغز) بايد به اطراف كشيده شوند در جاي خود خشك مي‌شوند. حتي جريان شيميايي موجود در عبور دهنده‌هاي نروني، خشك شده و مقداري از مدار خود را از دست مي‌دهند … مغز انسان حتي در دورة كهنسالي هم مي‌تواند با تغذيه از چربي‌هاي سازنده و مثبت، مجدداً به بازسازي خود دست بزند و دوباره رشد كند.
موضوع چربي‌هاي مخرب و سازنده، بحث مفصل تري را مي‌طلبد كه ان شاء ا... در نوشتة ديگري هر چه عميق‌‌تر به آن وارد خواهيم شد. در آن صورت شما هر چه بيشتر مطمئن مي‌شويد كه كلامي كه خداوند به نوح(ع) فرموده است، چقدر كامل، همه جانبه و بدون نقض است.
اما خلاصه اينكه براي داشتن مغزي سالم، توانمند و فعال هر چه بيشتر از روغن‌هاي امگا سه (هر سه نوع آن) استفاده كنيد. بعبارتي مصرف ماهي (و روغن ماهي) و ديگر محصولات دريايي و همچنين سبزي‌ها را (كه داراي نوع زنجير كوتاه امگا سه هستند و بدن آنها را به زنجيرة بلند امگا سه تبديل مي‌كند) افزايش دهيد. روغن زيتون (و زيتون)، روغن كانولا و دانه‌هاي كتان را به روغن‌هاي مايع ديگر ترجيح دهيد (روغن كتان و كانولا مقدار زيادي امگا سه دارند) و در كنار اين‌ها از روغن‌هاي مضري كه به آنها اشاره كرديم، هر چه كمتر استفاده كنيد. بيشتر روغن‌هاي مايعي كه ما استفاده مي‌كنيم داراي مقادير زيادي امگا 6 مي‌باشند و امگا 6 يكي از قاتلان مغز و سلامتي انسان است مگر اينكه در نسبت درستي (با امگا سه) مصرف شود.
نياز دوم و سوم حياتي مغز، سلامت عمومي بدن و وجود آنتي اكسيدان هاست كه در مقالات قبلي كم و بيش مورد بحث قرار گرفته است.
بايد گفت كه رژيم نوح آموز از هشت طريق كلي و از ده‌ها مسير فرعي به سلامتي، توانمند سازي و افزايش كارايي جسم و ذهن انسان منجر مي‌شود كه در اين گفتار يا گفتار مشابه حداكثر مي‌توان، فهرست اين طرق را ذكر كرد چون باز كردن هر يك از آنها، جداً نيازمند نوشتن كتاب‌هاي متعدد است كه در تقدير بنده نيست. اما حداقل مي‌توان روش‌هاي كلي اين اثرگذاري را نام برد.
رژيم نوح آموز از طرق زير تأثيرات چند جانبه‌اي را بر سلامتي و توانمندي انسان بر جا مي‌گذارد:
1.    تأمين نياز‌هاي پروتئيني، چربي‌ها، هيدرات‌هاي كربن، آنهم از نوع خالص، زنده و طبيعي آن
2.    تأمين كامل ويتامين‌ها و مواد معدني از نوع خالص، طبيعي و با كيفيت آن
3. تأمين روغن‌هاي سازنده و فعال كنندة مغز و جسم و رعايت نسبت متعادل و ترميم كنندة روغن‌هاي امگا سه و امگا شش
4.   اشباع بدن از انواع متخلف و مورد نياز آنتي اكسيدان‌ها (عوامل جواني و سازندگي بدن)
5.   فراواني فيبر گياهي بعنوان يكي از عناصر پر اهميت در فعاليت طبيعي جسم
6.  تعادل قند خون و تغذيه بدن با قند‌هاي مثبت (موضوع تعادل قند آنقدر مهم است كه بعضي از دانشمندان علت اصلي پير شدن انسان را، به هم ريختگي تعادل قند خون مي‌دانند)
7.  نوع تركيب بسيار سازگار و مكملي مواد غذايي با همديگر (اين مواد حالتي تمام كننده و پوشش دهنده براي همديگر داشته و تلفيق آنها داراي بيشترين هماهنگي ممكن است)
افزايش انرژي بدن و صرف اين انرژي در امور حياتي مورد نياز بدن (مانند مصرف انرژي براي دفع مواد سمّي، توكسين‌ها و تفاله‌هاي كشنده از بدن)